حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

411

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

حالا هم در عمل بنائى و بازديد و مأموريت مأمور ، همان قدر اظهارى كه من كردم كافى است . وانگهى ، هنوز كاملا تمام نيست و اقلا تا اواخر ربيع الثانى هم كار دارد . مكرر تجربه كرده‌ام ، در بعضى ، بلكه اغلب امور تعجيل و اصرار ضرر داشته ، تعطيل و تفويض به تقدير انفع بوده است . زياد دنبال و اصرار كردن ندارد . هروقت خودشان و هركه را كه خودشان مىخواهند بفرستند . اولا كارهاى كناركاران مرا در كرهء ارض نقل مجالس كرده‌اند . ثانيا اين مردم را مىشناسم كه نه خدا مىشناسند و نه اعتقادى به امانت و ديانت و نمك‌شناسى دارند . بندهء زراند و پرستندهء سيم . خيال مىكنم كه اين وجه را صرف حمام و بنائى سلاسل و مرحمت دربارهء سادات نيزه‌باز شوشتر و دزفول كرده‌ام و كسر ماليات ميان آب داده‌ام . بهترين مال‌ها آن است كه صرف آبروى انسان شود . پيوست اول وقتى كه بناى مرخصى و حركت فوج چهار محال و فدوى شد ، من محض آن‌كه سندى به دست بياورم و براى مفاصاى آخر سال ، تلگرافى كردم كه جيرهء چهار ماه و نيم اول سال دو فوج را داده‌ام . ولى فوج ، مطالبهء مواجب سه ماههء اول سال را كه در سرحدات بوده‌اند مىكنند . جواب دادند كه ، به هرفوجى هزار تومان انعام بده و روانه بكن . من ملاحظه كردم كه اگر بناى تقلب باشد ، هم قبض انعام مىتوان گرفت و به انضمام اين تلگراف ، سند خرج صادر كرد . هرگاه بخواهم به فوج هزار نفرى منظم كه مثل ساعد السلطنه‌ها « 64 » صاحب‌منصب معتبرى داشته است ، هزار تومان بدهم و به فوج هرزهء بىنظم 800 نفرى كه سرهنگش عبد الحسين خان نكره است هزار تومان ، علاوه بر بىانصافى ، فوج فدوى به صدا مىآيد . ميزان مواجب يك ماه و نيم هردو فوج را سنجيدم ، اسمى از انعام نبردم ، قبض مواجب يك ماه و نيم گرفتم و مواجب دادم . آن‌ها هم راضى و شاكر شدند . حالا اول ، قبوضات فوج فدوى را فرستادم كه سند صادر كنند ؛ يكى به جهت آن‌كه فوج فدوى در محمره و اهواز بوده‌اند و تفاوت تسعير دارند و يكى ديگر چون خود ساعد السلطنه در تهران است همراهى دارد و در صدد سند خواهد بود . اما فوج چهار محال تفاوت جيره ندارند ، به علت آن‌كه در شوشتر و دزفول بوده‌اند ؛ جزئى تفاوت در مأمورين آل كثير « 65 » دارند . بعد از آن‌كه برات فدوى گذشت ، برات‌هاى اين‌ها به طريق اولى مىگذرد . ديگر آن‌كه ، مواجب و جيرهء آن‌ها نسبت به فدوى جزئىتر است . هرقسم كه ساعد السلطنه از آب جست ، آن‌هم مىگذرد . خداوند تفضل كند كه اين پست از دست ايلات لرستان سالم به منزل برسد و اين اسناد را به شما برسانند و مثل

--> ( 64 ) - مقصود عبد الله خان قره‌گزلو ساعد السلطنه است . ( 65 ) - آل كثير نام قبيله‌ايست در خوزستان كه در غرب و جنوب رود دزفول در سياه چادرها منزل دارند . در قريهء قومات نيز تعدادى از ايشان ساكن هستند . اين قبيله به تيره‌هاى سعد و عنافچه و ضياغمه و جز آن منشعب مىشود .